کریس دی برگ خواننده کریستوفر دیوید سون (کریس دی برگ) در ۱۵ اکتبر۱۹۴۸در آرژانتین
از پدر و مادری انگلیسی تبار پا به عرصه وجود نهاددوران کودکی اش با سفر و تجربه اندوزی
طی شد .
او هم اکنون با همسر و فرزندانش که رزانا و هابی ومیکل می باشند در آنجا زندگی میکنند.
در سال ۱۹۷۵،کریس دی برگ اولین آلبومش (آن سوی حصار قعله » را روانه بازار کرد و
«دگرگونی» اولین ترانه آن شد و این ترانه بعد ها به عنوان مجدد «پرواز» نزدیک به نیم میلیون
نسخه در برزیل فروش کرد و بیش از ۳۰هفته به عنوان آهنگ شماره یک باقی ماند
بعدها آوازه او از اسکاندیناوی تا استرالیا و ایلات متحده تا انگلستان پیچید.
در سال ۱۹۹۱بعد از جنگ خلیج ،کریس دی برگ تمام عایدات ترانه «حقیقت ناب »را به
پناهندگان جنگ بخشید.
و اینک او به عنوان یک خواننده بین المللی شناخته شده است
آثار كريس دي برگ جزء معدود كارهايي است كه با مجوز رسمي از وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي در بازار موسيقي ايران وجود دارد .
در حال حاضر او و گروه پاپ آریان در ساخت قطعه ای با نام "صلح" با مضمون محبت و باورهای
انسانی همکاری می کند.
به احتمال زیاد کنسرت این گروه در دی ماه امسال برگزار می شود .
محسن رجب پور مدیر گروه آریان گفت: "این قطعه که مدت آن سه دقیقه و بیست و دو ثانیه است
توسط "کریس دی برگ " و همراه با ویولن ایرانی تنظیم شده است و در آن تلاش شده روحیه انسان
دوستانه ایرانی به مردم تمام دنیا نشان داده شود .
...............................................................
فقط باید تا اون روز دعا کنیم که جوجه بسیجی های منفور به اعصاب خود مسلط بمونن و سعی
نکنن مجددا ذات خودشون رو نشون بدن .
آخه جونم براتون بگه که چند سال پیش همین گروه آریان کنسرتی در اصفهان داشتند که متاسفانه
مورد حمله وحشیانه بسیجی ها و لباس شخصی ها قرار گرفتند .
حالا هم احتمالا با شنیدن این خبر بیشتر از همیشه داغ می کنند و از همین الان نقشه های شومشون
رو می کشند .
امید به خدا . ببینیم چی به سر این بنده خدا کریس دی برگ می یاد ...
جاوید ایران...

سلام
ابن بار می خوام در مورد کنسرت حسام الدین سراج توی شهر هنر پرور و هنر دوست اصفهان
براتون بگم .
روز شنبه هفته گذشته بود که با هزار شوق و ذوق با چند تا از عزیزانم رفتیم کنسرت سراج
نمی دونید چقدر خوشحال بودم اخه خیلی وقته که علاوه بر صدای استاد شجریان صدای سراج
هم یه جورایی آرومم می کنه شاید خیلی ها باشن که تحمل شنیدن صدای ناظری و شجریان و سراج
و امثالهم رو نداشته باشن وکاملا هم درکشون میکنم چون قبلا خودم هم تحملشون رو نداشتم ،
اما واقعا دوستشون دارم و از شنیدن صداشون لذت می برم ...
آره جونم براتون بگه از کنسرتی که اینقدر انتظارش رو کشیدم
قیمت بلیط ردیف های اول ۷۰۰۰ تومان بود و بقیه هم ۵۰۰۰ تومان . اول اعلام کردن که محل اجرا
توی یه سالن هست که اسمش رو یادم نیست ولی دقیقا یک روز قبل از کنسرت برنامه عوض شد و
گفتن توی باغ فردوس هست ما هم خوش خیال فکر کردیم به به چه جای خوبی حتما سالن خیلی
خوبی داره خلاصه رفتیم گفتن ساعت ۸:۳۰ برنامه شروع میشه اما دقیقا یک ساعت و ربع تاخیر
داشت و فقط هم به خاطر اینکه هیچ برنامه ریزی نداشت کارشون . یه چیزه خیلی مسخره اینکه
کنسرت توی زمین فوتبال برگذار شد یه چند تا صندلی پلاستیکی گذاشته بودن وسط زمین که هیچ
دید درست و حسابی نداشت و این جایگاه بلیط ۷۰۰۰ تومانی بود بقیه هم توی جایگاه تماشاچیان
هر طرف زمین رو هم که نگاه می کردیم دعوا بود و بزن بزن با هزار بد بختی از گروه دعوت کردن که
تشریف بیارن و برنامه رو اجرا کنند قسمت اول برنامه با گروه امید بود و قسمت دوم برنامه با گروه
بیدل .
آقای سراج تشریف آوردن نشستن یه دفتر و چند برگ کاغذ دستشون بود اما متاسفانه یه میز نداشتن
که وسائلشون رو روی اون بذارن بعد از هزار خواهش و تمنا به هر حال رفتن یه تیکه چوب آوردن و
گذاشتن جلوی ایشون تا وسائلشون رو بذارن اما متاسفانه روی چوب کج بود و شیب داشت و این
دفتر و برگه ها در آستانه ریختن بود که سراج عزیز زحمت می کشیدن و مانع ریختنشون می شدن
به هر حال تحملشون تموم شد و از آقایون مدعی خواستن که یه میز براشون بیارن با هزار تلفن و
تلگراف و ایمیل و اف و ... به هر حال از یه جایی یه میز که مربوط می شد به دوران قاجار آوردن و
وسط برنامه میز رو گذاشتن برای خواننده .
گروه اول که گروه امید بود خیلی کارشون جالب نبود کاره تک نوازیه همشون خوب بود اما در کل
کاره گروهیش اصلا جالب نبود . اما گروه دوم گروه بیدل بود که وقتی برنامه با این گروه اجرا شد تازه
کنسرت شروع شد . البته در کل کنسرت توی فضای باز هیچ حسی نمی ده من فکر می کنم توی
خونه بنشینی و یه سی دی از یکی از کنسرت ها رو ببینی بیشتر لذت می بری .
یه چیزه خیلی با حال اینکه وسط کنسرت یکی از آقایون گروه امید موبایلشون زنگ زد و از شانس
بدش خودش داشت تک نوازی می کرد و مجبور شد یه لحظه کارش رو قطع کنه موبایلش رو خاموش
کنه و بعد دوباره ادامه بده .
توی این مدت هم مگسهای حسابی مهمون نوازی کردن .
در کل میشه گفت که افتضاح بود افتضاح . خیلی جالب بود که وقتی کنسرت تموم شد اکثریت
خوشحال شدن . و هیچی برای من جالب تر از این نبود که این اتفاق چرا توی اصفهان افتاد ؟
اصفهان با این همه ادعا چه طور ممکنه ؟ ما که هر جا می رسیم این اصفهانیها خفمون می کنن
از بس که می گن ما هنرمندیم و هنر دوستیم و ...
دلشون نیومده بود یه سالن خوب بگیرن که این مردم از کنسرت یه خورده لذت ببرن یه خورده
کمتر اذیت بشن . شب اخر کنسرت هنوز نمی دونستن خواننده یه میز احتیاج داره .
واقعا شرم آوره هیچ ارزشی نه برای اون خواننده قائل هستن نه برای مردمی که وقت گذاشتن
و اومدن برای اینکه صدای خواننده محبوبشون رو از نزدیک بشنون .
مسئوله این برنامه آقای دکتر قبادی بودن ایشون خودشون توی گروه امید سنتور می زدن احتمالا
به خاطر دوستی که با سراج داشتن ایشون رو توی رودر وایسی انداختن و آوردنشون یا شاید هم نه
شاید فکر نمی کردن این طوری بشه و در واقع احساس می کردن که از عهده این مسئولیت بر می یان
اما نه این جور مدیریت ها کار هر کسی که نیست . اگر قرار باشه هر کس که از راه می رسه جو
بگیردش بخواد یه گند این جوری بزنه که تا یکی دو سال آینده هیچ کس دیگه واسه این هنرمندان
تره هم خورد نمی کنه .
از اون شب فهمیدم لیاقت این مملکت به یکی مثل استاد شجریان که این قدر مغرور هست و برای
خودش ارزش قائل هست که حاضر نیست دعوت هر کسی رو به راحتی قبول کنه قبلا از این موضوع
خیلی ناراحت میشدم و می گفتم شجریان خواننده مردمی نیست اصلا برای مردم هیچ ارزشی
قائل نیست اما حالا می فهمم که کارش درسته اگر مثل سراج یه خورده تواضع داشته باشه
می یارنش توی زمین فوتبال با بدترین شرایط ازش می خوان که اجرا کنه .
به هر حال این بود اون کنسرتی که خودم رو نزدیک بود به خاطرش بکشم .
برای حسام الدین سراج متاسفم که اینقدر بهش توهین شد و فقط سکوت کرد و همچنین برای
اون ۵۰۰۰ نفر که اومدن بدترین وضعیت رو تحمل کردن و صداشون در نیومد .
امیدوارم یه جوری یه اتفاقی بیفته که این مملکت یه خوره رو به راه بشه .
می گم این مملکت چون مشکل فقط جامعه هنری نیست از ریشه مشکل داره این
خاک . البته ریشه ۲۸ ساله داره نه بیشتر منتهی زیادی ریشه کرده این مشکلات در
این چند سال خیلی بیشتر از ۲۸ سال .
ایشالا که همه چیز یه روز حل شه . یعنی میشه ؟؟؟
امیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدوارم ...
یا علی ...