سلام
والا سپیده جون یه چند وقتیه گیر دادن اونم از نوع اساسیش که خاله چرا
همش شعر
می نویسی ؟ یه چیز دیگه بنویس .خب ما هم که اصولا خاله حرف گوش کنی هستیم گفتیم به روی چشم .
حتی گفتم که یه شعر هم از حسام الدین سراج می نویسم بعدش یه
چیز دیگه می نویسم اما امشب فکر کردم که بهتر به احترام سپیده عزیزم
بی خیال شعر و اینا بشم .

یه چیزی می خوام بگم درسته یه کم زود هست البته خیلی هم نه
.دوشنبه چهارم دي ماه تولد یه عزیزی هست که من خیلی خیلی خیلی دوستش
دارم
. اگه گفتین کی ؟ کی ؟ نه بابا اون دیگه کیهآهان ای ول به سپیده درست حدس زد . می دونید چرا درست حدس زد ؟
آخه تولد خودش هست این دختر هر چیو ندونه اینو خوب می دونه
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولد ت مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک سپیده قشنگم
ایشالا یه ۱۲۰۰۰۰ سال عمر کنی اونم از نوع با عزتش .
ایشالا همیشه سالم باشی
و توی همه کارات موفق باشی خانوم خانومااااااا
----------------------------------------------------------------------------
بعد ازتبريک تولد سپيده يه خبر مي دم هر چند خيلي خوشايند نيست البته
شايد دست صدم باشه اما واسه اونايي که نمي دونن .
برو بچز عزیزی که توی گوشیهای موبایلشون چیزای خفن دارن به
صلاحشون هست که پاک کنن وگرنه یه مشت بچه قرتی که اسمشون
بسیجی هست در کمال خونسردی گوشیتون رو می گیرن و چک می کنن
اگر خدایی نکرده استغفرالله یه عکس بی حجابی یه زنگی که موسیقی
داشته باشه !!! یا اینکه اصلا موسیقی نداشته باشه فقط یه نفر خالی خالی
خونده باشه و این مامورین کثیف دولتی خوششون نیاد حسابتون
با کرام الکاتبین هستاااا حالا از ما گفتن و از شما نشنیدن .
شاید خیلی ها باور نکنن و بگن این حرفا چرته مگه می شه ؟ و ...
حق دارین چون
اولین باری که در مورد پلیس موبایل یه چیزایی شنیدمخندیدم و مسخره کردم گفتم غیر ممکنه .
اما شب یلدا که بود سر خیابونمون ایست بازرسی بود و یکی از آشنایان
رو که خیلی هم بچه مثبت هست نه فقط تیپش کلا مثبته گرفتنش به همین
خاطر و این عقل کل هم گفته بود که گوشی ندارم در حالی که توی جیب
مبارکشون بوده خدا رحم کرده نامحرم بودن وگرنه حتما می گشتنش
.من یه سره به این موضوع فکر می کنم که اگر همون لحظه گوشیش زنگ
می خورد
می خواست چه خاکی به سرش بکنه ؟البته جای تعجب نداره توی این مملکت مسخره یه روز می ریزن توی
خونه ها ماهواره
جمع می کنن یه روز تو خیابون به قیافه ها گیر می دنامروز هم که چک کردن موبایل باب شده فردا پس فردا هم می گن چرا
این مدلی نفس می کشید ؟ یکی دو روز بعد هم می گن اصلا چرا نفس
می کشید ؟ و ... یه باره می گن برید و بمیرید .
اصلا هم نمی شه بگیم که چرا و اینا ماشالا تو این مملکت هر چی آشغال و
عوضی
می بینی قدرت داره .همین دو ماه پیش بود یه بسیجی یه پسر دانشجو رو به خاطر اینکه با
نامزدش بوده به اسم امر به معروف و ... کشت آب هم از آب تکون نخورد
حتی یک بار هم توی این رسانه های دروغین اعلام نکردن ولی اکثر
شبکه های خارجی این رو توی اخباراشون ۱۰۰۰۰ بار اعلام کردن .
تازه آخرش هم اعلام می کنن ایران اسلامی آزاد ترین کشور جهان هست
همون طوری
که یکی دو هفته پیش اعلام کردن !!!..................................................................................................
در آخر هم درگذشت ناصر عبدالهی عزیز رو به همه دوست دارانش تسلیت
می گم .
ناصر عبدالهی از جمله خوانندگانی بود که با همون آلبوم اولش
( دوستت دارم ) با آهنگ معروف ناصریا جای خودش رو توی دل خیلی ها
پیدا کرد و خیلی هم موفق بود توی کاراش .
خب دیگه دنیا همینه فقط می تونیم براش طلب مغفرت کنیم از ایزد مهر .
روحش شاد و یادش گرامی .
.............................................................................................
آخ آخ طاقت نياوردم بايد اين شعر رو هم بنويسم نمي شه جونه سپيده
شب فراق که داند که تا سحر چند است ؟
مگر کسی که به زندان عشق در بند است
بگفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است ؟
فراق یار که پیش تو برگ کاهی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوند است
ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دستها که ز دست تو بر خداوند است
پیام من که رساند به یار مهر گسل
وای که بر شکستی و ما را هنوز پیوند است
................................................................................
خب اميدوارم که سپيده جون راضي شده باشن ![]()
بدرود و يا علي ...
سلام
من امروز دفاع کردم . دفاع شخصی رو نمی گمااااا دفاع از پایان نامه . به هر حال همه چیز تمام شد
دوران خوب دانشجویی به سر رسید . خیلی استرس داشتم فکر می کردم اگه دفاع کنم و تموم بشه
دیگه هیچ مشکلی ندارم خیالم راحت می شه اما نمی دونم چرا از وقتی که بسم الله رو گفتم و شروع
کردم از یه بغض غریب داشتم خفه می شدم . فقط چهره مامانم توی ذهنم بود هزار بار آرزو کردم کاش
امروز بود احساس می کردم خیلی خیلی تنهام . وقتی از دانشگاه اومدم بیرون گیج شده بودم انگار اصلا
تا حالا اون خیابون رو ندیده بودم تازه فهمیدم که غریبی یعنی چی . با همه دوستام هم خداحافظی
کردم . شاید دیگه هیچ وقت نبینمشون . دوستایی که توی بهترین خاطرات زندگیم شریک بودن ، رفتن
شاید برای همیشه . هر کدوم به شهر خودشون بر می گردن یکی تهران یکی ازنا یکی تبریز ... به هر
حال مسئله مهم اینه که بهترین دوستانم رو به راحتی از دست دادم . توی راه برگشت فقط به خاطرات خوب
گذشته فکر می کردم. یکی دو بار دلم می خواست همون گوشه خیابون بشینم و زار زار گریه کنم .
چند روز پیش یکی از بهترین دوستام سارا ( نویسنده وب لاگ دیار غربت ) وسائلش و جمع کرده بود و
داشت می رفت همش دعا می کردم لحظه خداحافظی نرسه چون اصلا طاقتش رو نداشتم به کسی که همیشه
با خیال راحت بدون هیچ نگرانی حتی بدون اینکه یه کلمه کوچولو سانسور بشه ، همه حرفام رو بهش
می گفتم ، داشت می رفت . موندم با این همه تنهایی دیگه چه طوری میشه دوام آورد ؟؟؟؟
خب دیگه همینه ، روزگار بدی هست البته تا بوده همین بوده . همه چیز یه روز خواسته و ناخواسته تموم
میشه . دوران خوب دانشجویی من همه خاطرات خوبش تموم شد . حیف ...
یا علی ...
سلام
اینم پست نسبتا کوتاه برای دوستانی که دائما منو تنبل صدا می کنن و دقیقا بعد از این
حرفشون می گن پستات خیلی طولانیه ![]()
جوزف مک کلندون این مرد موفق دو تا حرف حسابی زده بخونید و همچین یه نموره عمل کنید .
۱- نیروی لایزال الهی که در وجود ماست زمانی به کار می افتد و ما را به تلاش وا می دارد که
سر انجام در یابیم سرنوشت ، در دست خود ماست و ما در قبال زندگی خویش مسئولیم . در
این هنگام است که زندگی ما دگرگون می شود و کم کم چیزاهایی را که آرزو داریم به چنگ می آوریم.
۲- موفقیت خود را با دیگران پیوند دهید تا آنان شما را به جلو رانند و موجب حداکثر ترقی شما شوند.
بنابراین دیگه از این به بعد در مورد قسمت بود و اینااااا دیگه حرفی نزنید فقط به نیروی لایزال الهی که
در وجودتون هست فکر کنید و بهش ایمان بیارید . در ضمن موفقیتهایی رو که کسب می کنید فقط
از آن خودتون ندونید یادتون باشه اطرافیان هم یه سهمی دارن و اینو بهشون بگید که بازم کمکتون
کنند .
یا علی ...
سلام
امشب از دست این بلاگ فا قاط زدم معلوم نیست دوباره چی شده ...
راستش امشب فقط اومدم بگم که سپیده خواهر زاده عزیزه من تازگیها به جمع وب لاگ
نویسها اضافه شده عنوان وب لاگش سوز زمستان هست . از همون وبلاگهای ساده و
خودمونی و صمیمی هست من که قلمش رو دوست دارم . به هر حال خیلی ممنون می شم
اگر که محبت کنید و بهش سر بزنید و با پیشنهادات و انتقاداتتون کمکش کنید در ارائه
مطالب قوی ترو بهتر . والا ما که چیزی نشدیم ایشالا این سپیده خانوم گل آبرو داری کنه ...
راستی یه خبر خوب برای اصفهانیهای عزیزی که به موسیقی سنتی علاقه دارن از پنجشنبه تا
شنبه استاد گرانقدر و خوش صدای آواز ایران حسام الدین سراج توی اصفهان کنسرت داره اگر
دوست دارین هر چه زودتر بلیط تهیه کنید که حیفه یا به قوله خود اصفهانیها HAAYFEES
خب دیگه با یکی دو جمله از شکسپیر رفع زحمت می کنم .
شکسپیر:
به خود راست بگو آنگاه دیگر توان دروغ گفتن به کسی را نخواهی داشت .
پاک ترین گنجی که دنیای فانی به ما می دهد نام نیک است .
لبخند می تواند جراحت زخمی را التیام بخشد .
یا علی
و بدرود ...
سلام
ظاهرا بازم دیر کردم .
این روزا خیلی به هم ریختم . سر در گم هستم . یه جورایی گیج می زنم . هر کاری
رو می خوام انجام بدم با شک و تردید هست . دائما کابوس می بینم تازه جدیدا دوستام هم
لطف می کنن و برای من کابوس می بینن چند روزی هست که به هر کس می رسم می گه
یه خواب بد برات دیدم .نمی دونم شاید ندونید اما خیلی حسه بدی هست یه جورایی ترس و
وحشت تمام وجودم رو گرفته . به همین خاطر نمی تونستم چیزی بنویسم هر وقت خواستم
بنویسم هزار تا موضوع بی ربط به ذهنم حمله ور شد که اصلا قدرت انتخاب کردن نداشتم و
دوباره پشیمون می شدم از نوشتن . البته این فرودین ماه یکی دو سال هست که با من سره
سازگاری نداره پارسال هم بعد از عید ضربه روحیه خیلی بدی خوردم که هنوزم اثرش هست
و هر وقت بهش فکر می کنم اعصابم رو خورد می کنه و دقیقا فروردین گذشته هم حاله جالبی
نداشتم و الان احساس می کنم اون روزا دوباره داره برام تکرار میشه .
اصلا بی خیال از این حرفها بگذریم ...
یه سوال دارم ازتون
از شما دوستان عزیزی که همیشه به من محبت داشتید می خوام هر کدومتون در مورد انبار و
انبارداری مطلب مهمی می دونید و اینکه نحوه مشکل یابی در انبار یک کارخانه چه طوری
هست رو برام بگین آخه برای کاره پایان نامه تصمیم گرفتم برم توی کارخانه آرسوکولا یا
همون خوش طعم البته الان دیگه دارن نوشابه خارجی می زنن به نام کات و در اصل زیر
نظره کانادا کولا هست . قرار شده برم توی انبار و در مورد سیستم انبار داری تحقیق کنم
به من گفتن مشکل اصلی در حال حاضر مسئله انبار و انبار داری هست به همین خاطر برام
مهم هست که بتونم مشکل رو تشخیص بدم . البته یکی از دوستان تا الان خیلی به
من کمک کردن و راهنمایی کردن اما می خوام بازم اگر چیزی هست یا روشهای دیگه رو هم
بدونم . به هر حال ممنون می شم ازتون .
در آخر چند حرف با حال از چند آدم با حال
آن دیویس :
بیش از انکه برنده باشیم باید بازنده باشیم
ایزاک سینگر :
اگر دائم ورد زبانتان باشد که اوضاع خراب خواهد شد هیچ بعید نیست که پیشگو شوید
جینسن جکسن :
فقط وقتی مجازیم که از بالا به کسی نگاه کنیم که بخواهیم از زمین بلند ش کنیم
وینسنت لمباردی :
مهم نیست اگر زمین بخورید ، مهم دوباره برخاستن است
...
یا علی
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
سلام
این آخرین پست من در سال ۱۳۸۴ هست .
یک سال دیگه هم گذشت و یک سال از عمر من و تو کم شد .
تقریبا ۱۶ ساعت دیگه باید سال ۸۴ رو با هر چه که داشت و نداشت دو دستی و با احترام تقدیم کنیم
خوب یا بد گذشت و این روند همچنان ادامه داره تا جایی که دیگه دنیا تموم بشه .
ولی ای کاش سر انجام هر چیزی به خوبی و خوشی باشه .
از یکی دو ساعت دیگه که یکی یکی چشمها باز می شه همه دنباله کاره خودشون هستن تا آماده بشن
برای لحظه تحویل سال .
شاید خیلی ها خیلی زیاد شور و شوق دارن و شاید خیلی های دیگه هیچ شور و شوقی ندارن .
هستن کسانی که اینقدر درگیر مشکلات هستن که اصلا یادشون به عید و سال تحویل نیست
و هستن کسانی که توی این سال گذشته یه عزیزی رو از دست دادن و یه غم بزرگ توی
دلاشون هست که با عید و سال تحویل و... شاد نمی شن .
و باز هم هستن کسانی که یه درد بزرگ گریبان گیرشون شده اینقدر که دیگه عید هم رو نمی شناسن
یه خورده فکر کن احتمالا تو هم یکی سراغ داری سعی کن اگر شده حتی با یه تلفن خیلی کوتاه یه یادی
ازش بکنی حتما براش می تونه خیلی مهم و با ارزش باشه .
یادتون باشه سلامتی بزرگترین هدیه خدا هست که این هدیه رو به همه نداده از این بابت خدا رو شکر
کنید و لحظه تحویل سال از صمیم قلب برای کسانی که از این نعمت محروم هستن دعا کنید .
امیدوارم عید به همه خوش بگذره و سال خوبی رو در پیش رو داشته باشین .
حرف آخرم علی فقط کافیه همراهت باشه
یا علی و بدرود ...
سلام
ظاهرا خیلی دیر کردم ببخشید راستش یه چند روزی رفته بودم مسافرت .
۲۵ ساله که زنده هستم اما شاید خیلی کم زندگی کردم این چند روز هم
که رفتم مسافرت جزء همون زندگیم به حساب می یاد . جای همتون خالی
آخره آخرش بود . این بار نا کجا آباده من اراک بود قبل از اینکه برم خیلی ها
مسخره می کردن که بابا اراک هم رفتن داره ؟ کثیفه . هیچی نداره و خلاصه از
این جور حرفهای ...
وقتی داشتم می رفتم اراک توی راه فکر می کردم دارم می رم توی یه شهرک کثیف
با یه سری مردمانه بی خاصیت و سرد اما وقتی رسیدم نظرم کاملا عوض شد نمی دونم
شاید به من خیلی خوش گذشته اما هر چی که هست برای من فوق العاده بود.
به هر حال این بود که نتونستم بیام یه وقت فکر نکنین که بازم تنبل شدماااا .
خب حالا از این که بگذریم یه کار دیگه هم دارم باهاتون یکی از دوستانه خوب
جدیدا به جمع وب لاگ نویسها اضافه شده یه وب لاگ داره با عنوانه
شرح تنهایی اگر محبت کنید و یه سری بزنید ازتون ممنون می شم آخه
خودتون که ماشالاااااااااااا اهله کمالین و می دونین آدم وقتی یه کاری رو
شروع می کنه احتیاج به حمایت اطرافیان داره .
اینم آدرس وب لاگه دوست خوبم شرح تنهایی
راستی یه چیزه دیگه چهارشنبه سوری هم نزدیکه ایشالا به هم خوش بگذره
ولی خدا وکیلی سعی کنید برای اینکه یه خورده بیشتر بهتون خوش بگذره از خوشیه
دیگران چیزی کم نکنید . این آزار و اذیت بعضی از آقایون اگر کمتر بشه حتما به
خانومها هم خوش می گذره ( سعی کنید خیلی جو گیر نشین
)
خوش بگذره عزیزانم و بدرود...
یا علی ...